افشای سرقت ۵۰ بیتکوین توسط پلیس از کیف پول مصادرهشده

افشای سرقت ۵۰ بیتکوین توسط مأمور پلیس از کیف پول توقیفی و چگونگی دستگیری او
در یک پرونده جنجالی که امنیت داراییهای دیجیتال توقیف شده را زیر سؤال برد، یک مأمور پلیس به دلیل سرقت ۵۰ بیتکوین (معادل حدود ۳ میلیون دلار در زمان وقوع جرم) از یک کیف پول دیجیتال مصادره شده، محکوم شد. این پرونده نشان میدهد چگونه شفافیت ذاتی بلاکچین به افشای این سوءاستفاده کمک کرد.
بر اساس گزارشها، این مأمور که بخشی از تیم ویژه مبارزه با جرائم سایبری بود، در سال ۲۰۱۹ به یک کیف پول دیجیتال حاوی بیتکوینهای ضبط شده در یک پرونده قاچاق دسترسی پیدا کرد. وی با استفاده از اختیارات خود، کلیدهای خصوصی این کیف پول را استخراج و داراییها را به کیف پول شخصی خود منتقل کرد.
اما نکته جالب اینجاست که این مأمور نتوانست ماهیت غیرمتمرکز و شفاف بلاکچین را فریب دهد. تراکنش انجام شده از کیف پول مصادره شده به آدرس شخصی مأمور، به صورت دائمی و غیرقابل تغییر در دفترکل عمومی بیتکوین ثبت شد. این ردپای دیجیتال، سرنخ اصلی برای تحقیقات بعدی بود.
تحقیقات نشان داد این فرد در تلاش برای پنهان کردن ردپای خود، بیتکوینهای سرقت شده را از طریق میکسرهای ارز دیجیتال شستشو داده و در نهایت آنها را به صرافیهای مختلف منتقل کرده است. اما تحلیلگران بلاکچین با ردیابی زنجیره تراکنشها، موفق به اثبات ارتباط این داراییها با کیف پول اصلی شدند.
این مأمور که اکنون از کار برکنار شده، به اتهام سرقت، سوءاستفاده از موقعیت شغلی و پولشویی با مجازاتهای سنگین روبرو شده است. این پرونده به عنوان یکی از معدود موارد ثبت شده از سوءاستفاده مأموران قانون از داراییهای دیجیتال توقیف شده، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.
تحلیل و پیامدهای کلیدی
این پرونده چندین درس کلیدی برای صنعت کریپتو و نهادهای قانونی به همراه دارد:
اولاً، این اتفاق نشان میدهد که شفافیت ذاتی فناوری بلاکچین میتواند به عنوان ابزاری قدرتمند در مبارزه با فساد عمل کند. برخلاف سیستمهای مالی سنتی که امکان پنهانکردن تراکنشها وجود دارد، بلاکچین یک دفترکل عمومی و تغییرناپذیر ارائه میدهد که ردیابی چنین سوءاستفادههایی را ممکن میسازد.
ثانیاً، این پرونده لزوم ایجاد مکانیسمهای امنیتی چندلایه برای مدیریت داراییهای دیجیتال توقیف شده را برجسته میکند. نهادهای قانونی باید پروتکلهای دقیقی برای مدیریت کلیدهای خصوصی کیف پولهای مصادره شده تدوین کنند، از جمله سیستمهای کنترل دسترسی چندامضایی و ممیزیهای منظم.
ثالثاً، این اتفاق ممکن است تأثیراتی بر نحوه برخورد دادگاهها با درخواستهای مصادره داراییهای دیجیتال داشته باشد. برخی قضات ممکن است با استناد به چنین پروندههایی، نسبت به درخواستهای مصادره بیتکوین و سایر ارزهای دیجیتال توسط نهادهای اجرای قانون محتاطتر عمل کنند.
از منظر بازار، چنین رویدادهایی اگرچه نادر هستند، اما میتوانند به طور موقت بر اعتماد سرمایهگذاران به نهادهای نظارتی تأثیر بگذارند. با این حال، از طرف دیگر، این پرونده نشان میدهد که ماهیت شفاف بلاکچین خود یک مکانیسم خودتنظیمگر قدرتمند است.
در بلندمدت، انتظار میرود این گونه پروندهها منجر به تدوین استانداردهای دقیقتر بینالمللی برای مدیریت داراییهای دیجیتال توسط نهادهای قانونی شود و شاید حتی توسعه راهحلهای اختصاصی برای این منظور را شتاب بخشد.
منبع: کوینتلگراف

