تلاش جیمز هاولز برای بازیابی بیتکوین گمشده با توکنسازی

جیمز هاولز از حفاری محل دفن زباله به توکنسازی روی میآورد: فصل جدید ماجرای بیتکوین گمشده
جیمز هاولز، مهندس کامپیوتری که به دلیل از دست دادن هارد دیسک حاوی ۸۰۰۰ بیتکوین در سال ۲۰۱۳ معروف شد، اکنون استراتژی جدیدی را برای بازیابی دارایی از دست رفته خود در پیش گرفته است. هاولز که سالها تلاش کرد تا با حفاری یک محل دفن زباله در نیوپورت بریتانیا به هارد دیسک خود دست یابد، حالا به دنبال توکنسازی سهم خود از این بیتکوینها است.
به گزارش کوینتلگراف، هاولز اخیراً با یک گروه سرمایهگذاری آلمانی به نام «Maxthon» وارد مذاکره شده تا سهم خود از این بیتکوینها را به صورت توکنهای دیجیتال صادر کند. این توکنها که با نام «Bitcoin Disk Recovery Token» یا BDRT عرضه خواهند شد، به سرمایهگذاران این امکان را میدهد تا در صورت موفقیت آمیز بودن عملیات بازیابی، سهمی از بیتکوینهای بازیابی شده دریافت کنند.
هاولز در این باره میگوید: «این راهحلی نوآورانه است که به ما امکان میدهد بدون نیاز به تأمین مالی سنتی، منابع لازم برای عملیات بازیابی را جمعآوری کنیم. اگر هارد دیسک پیدا شود، دارندگان توکن سهم خود را دریافت خواهند کرد.»
بر اساس طرح پیشنهادی، ۲۹ درصد از بیتکوینهای بازیابی شده به دارندگان توکن تعلق خواهد گرفت، در حالی که ۷۱ درصد باقیمانده به هاولز و تیمش میرسد. ارزش فعلی این بیتکوینها با قیمت امروز بازار بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برآورد میشود.
این ماجرا از سال ۲۰۱۳ آغاز شد زمانی که هاولز به اشتباه هارد دیسک حاوی کلید خصوصی کیف پول بیتکوین خود را دور انداخت. از آن زمان، او بارها تلاش کرده تا با دریافت مجوز از مقامات محلی، محل دفن زباله را حفاری کند، اما تاکنون موفق نشده است.
منبع: کوینتلگراف
تحلیل و پیامدهای کلیدی
حرکت جیمز هاولز به سمت توکنسازی دارایی از دست رفته، نمونه جالبی از کاربرد فناوری بلاکچین در حل مشکلات واقعی است. این ابتکار چند پیامد مهم برای اکوسیستم کریپتو دارد:
اولاً، این طرح نشان میدهد که چگونه میتوان از توکنسازی برای تأمین مالی پروژههای پرریسک استفاده کرد. در حالی که روشهای سنتی تأمین مالی برای چنین پروژههایی غالباً با موانع نظارتی و عملیاتی مواجه هستند، توکنسازی راهحلی انعطافپذیر ارائه میدهد.
ثانیاً، این مورد میتواند سابقهای مهم در حوزه داراییهای دیجیتال ایجاد کند. اگر این طرح موفقیتآمیز باشد، ممکن است شاهد موارد مشابهی برای سایر داراییهای از دست رفته یا غیرقابل دسترس باشیم.
ثالثاً، این داستان بار دیگر اهمیت نگهداری ایمن کلیدهای خصوصی را به جامعه کریپتو یادآوری میکند. با وجود پیشرفتهای اخیر در کیف پولهای سختافزاری و راهحلهای امنیتی، همچنان موارد متعددی از دسترسی به داراییهای دیجیتال وجود دارد.
از دیدگاه سرمایهگذاری، این توکنها یک شرطبندی پرریسک محسوب میشوند. از یک سو، احتمال موفقیت عملیات بازیابی پایین است و از سوی دیگر، حتی در صورت بازیابی، چالشهای قانونی برای توزیع داراییها وجود دارد. سرمایهگذاران بالقوه باید این عوامل را به دقت بررسی کنند.
در بلندمدت، چنین ابتکاراتی میتواند به توسعه بازارهای جدیدی برای داراییهای غیرمتعارف منجر شود و مرزهای اکوسیستم دیفای را گسترش دهد. با این حال، موفقیت آن به شفافیت عملیات، طراحی دقیق قراردادهای هوشمند و پذیرش جامعه بستگی دارد.


